محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
442
خلاصة الحكمة ( فارسى )
[ شيوهء تأثير ادويه ] و بدان كه تأثير بعض ادويه كه به طريق تعليق و اخذ آن به نوعى خاصّ از براى دفع امراض و حفظ صحّت و يا براى محبّت و يا عداوت مثلًا به گردن آويزند و يا در سر و دست و كمر و ران و غيرها بندند يا در زير سر گذارند و يا در خانه تعليق نمايند و يا اندازند و يا بسوزند و يا دفن نمايند و غير اينها ، هر چند از قواعد كلّيهء طبّيه بيرون و تأثيرات طبيعيه را در آن دخلى نيست و ليكن از تأثيرات و توجّهات نفس و توهّمات بيرون نيست ؛ خصوص ضعفاء العقول را از قبيل اطفال و نسوان . تأثير فادزهر و ترياق بدان كه تأثير اين هر دو از جهت مركّب القوى بودن است كه : هم از جهت مناسبت و موافقت جذب سم مىنمايد ، و هم از جهت مضادّت ، دفع ضرر سمّ مىنمايد و باطل مىگرداند اثر آن را از اعضاء و قوا و ارواح و حرارت غريزيه « 1 » ؛ به تفتيح مجارى و نفوذ و غوص در اعماق بدن و جذب سم و دفع آن و ابطال قوّت آن . و ببايد دانست كه اجزاء رطوبات و ارواح و قواى بدنيه همه با هم متّحد و متّصلاند ؛ اتّصال و اتّحاد وحدانى . و طبيعت مدبّرهء بدنيه و نفس حيوانيه ، قابض و حافظ و مجتمع كلّاند ؛ قبض و حفظ و اجتماع وحدانى . و ذرّهاى از آنها از حيطهء تدبير و تصرّف و احاطه و امر او بيرون نيستند و مسخّر امر و فرمان اويند ؛ مانند ملائك كه « وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ » « 2 » اند . و لهذا به مجرّد ورود امرى در بدن - خواه از داخل و خواه از خارج - طبيعت و نفس آگاه مىگردد [ و ] اگر مناسب و موافق است به هر نحو كه باشد ، به زودى اثر آن را به تمام بدن مىرساند ؛ چنان چه مشاهده مىگردد كه در حين ضعف قوى و كمال گرسنگى و يا رسيدن اذيتى و سمّى به بدن ، به مجرّد ورود غذاى لطيف صالحى - خصوصاً كه طيب الرّايحهء و مرغوب طبيعت باشد -
--> ( 1 ) . الف : حرارت و عريزيه . ( 2 ) . سورهء نحل ، آيه 50 .